الفيض الكاشاني
مقدمه 81
مجموعة رسائل ( فارسى )
به همه متوجّه تواند بود بىمزاحمتى « إخوانا على سرر متقابلين » « 1 » . انتظار و آرزو و هِجران و فقدان و نحو آن آنجا نيست ، و هركه هرچه خواهد به قدر همّتش او را ارزانى است ، « و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذ الأعين و أنتم فيها خالدون » « 2 » . تو و طوبى و ما و قامت يار * فكر هركس به قدر همّت اوست و شرح حور و غلمان و لؤلؤ و مرجان و ساير لذّات و انواع تنعّمات بهشت را از كتابهاى ديگر بطلبند كه اين رساله گنجايش ذكر آنها ندارد . و همه كس آنجا در سنّ سى و سه سالگى باشند ، خوش قدّ و برهنه رو [ ى ] و صاحبِ حُسن و خوش چشم [ كه ] روز بروز جمال و حُسن ايشان زياده گردد همچنانكه در دنيا كم مىگردد . و بول و غايط نكنند ، فضلهء ايشان به عَرَق و آروق « 3 » كه بوى آن به از بوى مشك باشد دفع شود . و بهشت را هشت در باشد ، وسعت هر درى چهارصد ساله راه « 4 » ، و آن جاى مؤمنانى است كه گناه كبيره نكرده باشند ، و يا كرده باشند و از آن توبه كرده و
--> ( 1 ) - الحجر : 47 . : « برادرانى بر تختهايى روياروى هماند » . ( 2 ) - الزّخرف : 71 . : « و در آن ( بهشت ) است هرچه دلها خواهش و آرزو كند و چشمها از ديدن آن لذّت بَرَد ، و شما در آنجا جاويدان باشيد » . ( 3 ) - باد گلو . و مرحوم دهخدا صحيح آن را « آروغ » مىداند . ( 4 ) - كذا في جلّ النّسخ ، و في الخصال عن الباقر عليه السلام في حديث : واعلموا أنّ للجنّة ثمانية أبواب « عرض كلّ باب منها مسير أربعين سنة » ، و في خبر آخر ( بحار : 57 / 257 ) عن النّبيّ صلى الله عليه و آله ، سئل كم بين الباب والباب من الجنّة ؟ قال : « مسيرة ألف سنة » .